گسترش سریع هوش مصنوعی و بحران زباله الکترونیکی

گزارش شبکه اقدام بازل هشدار می‌دهد توسعه سریع زیرساخت‌های هوش مصنوعی می‌تواند در دهه آینده میلیون‌ها تن زباله الکترونیکی تولید کند؛ نیاز به طراحی قابل تعمیر، مسئولیت تولیدکننده و بازیافت رسمی فزاینده است.

گسترش سریع هوش مصنوعی و بحران زباله الکترونیکی
زمان مطالعه: 4 دقیقه
دنبال کردن در گوگل

تصور کنید یک حیاط باربری نه پر از جعبه بلکه پر از سرورهای مرده؛ اقیانوسی از فلز، پلاستیک و مدارهای چاپی که منتظر آینده‌ای هستند که شاید هرگز نرسد. این تصویری است که گزارش شبکه اقدام بازل (بان) نشان می‌دهد: توسعه سریع زیرساخت‌های هوش مصنوعی می‌تواند در دهه آینده میلیون‌ها تن زباله الکترونیکی تولید کند.

تحلیل بان پیش‌بینی می‌کند ظرفیت مراکز داده مرتبط با هوش مصنوعی تا حدود 219 گیگاوات تا سال 2030 افزایش یابد، و زیرساخت لازم برای پشتیبانی این رشد سالانه بین 8.6 تا 13.1 میلیون تن زباله الکترونیکی تولید خواهد کرد. این گروه از برآوردی استفاده می‌کند که مطابق آن هر گیگاوات ظرفیت تقریباً معادل 70,000 تن تجهیزات الکترونیکی دور ریخته شده است. اگر این را مقیاس کنید، اعداد به‌طرز ملموسی بزرگ می‌شوند، به اندازه‌ای که سخت‌افزار برای پر کردن میلیون‌ها کانتینر حمل بار کافی است.

جیم پاکت، مدیر اجرایی بان، هشدار می‌دهد که نیازهای هوش مصنوعی بسیاری از دستگاه‌های فعلی را زودتر از زمان طراحی‌شده به سمت از رده خارج شدن سوق خواهد داد. برآورد بلندمدت سازمان او تصویری تند و تیز ارائه می‌دهد: تا سال 2050 ممکن است جهان سالانه حدود 211 میلیون تن زباله الکترونیکی تولید کند، تقریباً سه برابر سطح امروز، که 15 تا 20 درصد از این افزایش با سیستم‌های هوش مصنوعی و اثرات فرعی آنها مرتبط خواهد بود.

و بان تنها واحدهای پردازشگر گرافیکی و سرورها را حساب نکرده است. این گزارش به‌طور عمدی کل پشته را شامل می‌شود: واحدهای توزیع برق، سیستم‌های خنک‌کننده، منابع تغذیه بدون وقفه، تجهیزات شبکه و حتی لوازم الکترونیکی مصرفی که ممکن است به‌دلیل تغییرات ناشی از هوش مصنوعی زودتر تعویض شوند. تیم این پیامد گسترده را «سرریز زباله هوش مصنوعی» نامیده است، جریانی که فراتر از مراکز داده تا زیرساخت‌های مخابراتی و دستگاه‌های شخصی گسترش می‌یابد.

یکی از مفروضات کلیدی گزارش گردش سریع سخت‌افزار است. بسیاری از سیستم‌های پشتیبانی هوش مصنوعی هر دو تا پنج سال تعویض خواهند شد، نه به‌خاطر خرابی، بلکه به‌خاطر نیازهای عملکردی جدید، بهبودهای کارایی انرژی و ارتقاءهای رقابتی که تجهیزات قدیمی را بی‌ربط می‌کنند. این واحدها به‌ندرت برای تعمیر یا استفاده مجدد بلندمدت طراحی شده‌اند. نتیجه جریان داخلی ایجاد شده‌ای است که خوراک جریان‌های زباله جهانی می‌شود.

مخاطرات زیست‌محیطی انتزاعی نیستند. تجهیزات الکترونیکی می‌توانند حاوی فلزات سمی و ترکیبات خطرناک باشند. با این حال کمتر از یک‌چهارم از تقریباً 68.3 میلیون تن زباله الکترونکی تولیدشده سالانه امروز وارد کانال‌های رسمی بازیافت می‌شود. بقیه اغلب به اقتصادهای غیررسمی منتقل می‌شوند، جایی که سوزاندن، حمام‌های اسیدی و جداسازی بدون کنترل آلاینده‌ها را به هوا، خاک و آب رها می‌کنند و جوامع آسیب‌پذیر، از جمله کودکان، را در معرض خطر مستقیم قرار می‌دهند.

یک اقتصاد زشت هم در کار است. فلزات گرانبها در داخل بردها و کابل‌های دورریخته‌شده انگیزه‌هایی برای قاچاق غیرقانونی و بازیافت ناایمن ایجاد می‌کنند. کشورهای ثروتمند همچنان زباله‌های خطرناک را به کشورهای فقیرتر صادر می‌کنند، رویه‌ای که کنوانسیون بازل درصدد محدود کردن آن است. قابل توجه است که ایالات متحده به‌طور کامل به آن رژیم نپیوسته است و بازرسی‌ها هنوز نشان می‌دهند کشورهای صنعتی زباله الکترونیکی را به خارج می‌فرستند تا نیروی کار ارزان‌تر ارزش را خارج از سیستم‌های مقرراتی استخراج کند.

طراحی برای تعمیر، استفاده مجدد و بازیافت مسئولانه دیگر نمی‌تواند منتظر بماند.

پس حالا چه باید کرد؟ ضرورت گزارش صریح است: دولت‌ها و شرکت‌های فناوری باید پیش از آنکه گسترش هوش مصنوعی مشکل زباله الکترونیکی را بسیار بدتر کند، وارد عمل شوند. این یعنی سیاست‌هایی که طراحی چرخه‌ای را الزام‌آور کنند، مسئولیت توسعه‌یافته تولیدکننده را برقرار سازند، استانداردهای قابل تعمیر جدی تعیین کنند و در ظرفیت بازیافت ایمن و رسمی، به‌ویژه در مناطقی که امروز بار را به‌صورت غیررسمی تحمل می‌کنند، سرمایه‌گذاری کنند.

هوش مصنوعی وعده پیشرفت‌های قدرتمند را می‌دهد. همچنین تهدید می‌کند که جریان زباله‌ای که از پیش از کنترل خارج شده را تشدید کند، مگر اینکه برنامه‌ریزی، تنظیم مقررات و رویه‌های صنعتی به‌موقع تغییر کنند تا دستگاه‌ها و میراث‌های سمی‌شان از جوامع آسیب‌پذیر دور نگه داشته شوند.

آرش شفیعی

"نوشتن درباره علم و فضا برایم یعنی سفر کردن بی‌پایان در دنیایی که هر روز بزرگ‌تر می‌شود. سعی می‌کنم علم را طوری روایت کنم که برای همه جذاب و قابل لمس باشد."

نظر بگذارید

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.