چه میشد اگر جفت، عضوی که معمولا فقط در هنگام تولد به آن فکر میکنیم، بتواند بهکار گرفته شود تا از مغز در حال پیری محافظت کند؟ این ایده تحریکآمیز نقطه شروع یک مطالعه پیشبالینی جدید از ایتالیا است که در آن پژوهشگران از ذرات ریز برداشتشده از غشای آمنیوتیک جفت برای درمان بیماری شبیه آلزایمر در موشها استفاده کردند.
تیمی به رهبری زیستشناس سلولی آندریا پاپایت در دانشگاه کاتولیک قلب مقدس و منتشرشده در نشریه «ترنسلیشنال نورودژنراسیون»، وزیکولهای خارجسلولی را از سلولهای مزانشیمی غشای آمنیوتیک جداسازی کردند. این پیامرسانهای نانومقیاس پروتئینها و مواد ژنتیکی را بین سلولها جابهجا میکنند و به خاطر پتانسیل ضدالتهابی و نورمحافظتیشان در پزشکی بازساختی مورد بررسی قرار گرفتهاند.
موشهایی که برای بروز ویژگیهای آلزایمر دستکاری ژنتیکی شده بودند، اسپری بینی حاوی وزیکولها را دو بار در هفته به مدت شش ماه دریافت کردند و درمان از قبل از ظهور علائم آغاز شد. چرا از طریق بینی؟ تحویل داخلبینی میتواند موانعی را دور بزند که بسیاری از داروها را از رسیدن به مغز بازمیدارند. در این مطالعه موفقیتآمیز بود: ردیابی فلورسانس نشان داد وزیکولها در سراسر هیپوکامپ پخش شدند و هم توسط نورونها و هم توسط میکروگلیا جذب شدند.
رفتار تغییر کرد. موشهایی که با ترکیب وزیکولهای مشتق از جفت درمان شدند در آزمونهای تشخیص اشیا و حافظه فضایی بهتر از گروه کنترل بدون درمان عمل کردند. زیر میکروسکوپ، مغزهای درمانشده رسوبهای آمیلوئید-بتا کمتری در هیپوکامپ داشتند، اگرچه فسفریلاسیون غیرطبیعی پروتئین تاو بدون تغییر به نظر میرسید. همزمان، نشانگرهای سلولی التهاب عصبی کاهش یافت، آستروسیتها و میکروگلیا واکنشپذیری کمتری نشان دادند، و نشانگرهای مرتبط با پلاستیسیته سیناپسی مانند آرسی، گلوآ۱ و بیدیاناف افزایش یافتند.

به طور خلاصه، وزیکولهای مشتق از جفت که از طریق بینی منتقل شدند بار آمیلوئید را کاهش دادند و التهاب عصبی را آرام کردند در حالی که پروتئینهای مرتبط با سلامت سیناپس را افزایش دادند.
تیم به موشها اکتفا نکرد. در ظرف آزمایشگاهی آنها سلولهای پوستی افراد مبتلا به آلزایمر پراکنده را بازبرنامهریزی کردند تا نورون تولید شود. آن نورونهای انسانی که در معرض وزیکولها قرار گرفتند دژنره شدن کمتری نشان دادند و بخشی از پروتئینهای مرتبط با پلاستیسیته عصبی آنها بازسازی شد، که نشان میدهد این اثر محدود به یک مدل حیوانی نیست.
از نظر مکانیسم، دادهها به سمت تنظیمگری به جای سرکوب کلی ایمنی اشاره میکنند. نویسندگان بر این باورند که وزیکولها میکرومحیط التهابی را بازشکل میدهند، میکروگلیا را به سوی فنوتیپی کمتر آسیبرسان سوق میدهند و پروفایل سیتوکینها را به گونهای تغییر میدهند که از یکپارچگی نورونی و عملکرد سیناپسی حمایت کند.
نکتهای محتاطانه وجود دارد. این نتایج پیشبالینی هستند و فاصله از موشها و نورونهای انسانی کشتشده تا یک درمان مؤثر برای انسان بزرگ است. پژوهشگر ارشد کلودیو گراسی تأکید میکند که این کار «به یک جهت امیدبخش اشاره میکند» اما هنوز درمانی برای افرادی که با آلزایمر زندگی میکنند ارائه نمیدهد.
با این حال، این مطالعه به بدنه رو به رشدی از شواهد اضافه میکند که مشتقات سلولهای مزانشیمی جفت خواص قوی تعدیلکننده ایمنی دارند و ممکن است برای بیماریهای تخریبکننده عصبی ارزش بررسیهای بیشتر را داشته باشند. اگر مطالعات آینده بتوانند سیگنالهای مولکولی نقشآفرین را مشخص کنند و ایمنی و اثربخشی را در انسان نشان دهند، وزیکولهای خارجسلولی داخلبینی میتوانند مسیر جدیدی برای پرداختن به التهاب عصبی در آلزایمر و فراتر از آن باز کنند.
فعلاً، جفت از اتاق زایمان خارج شده و بهعنوان یک همپیمان غیرمنتظره در مبارزه با کاهش شناختی وارد آزمایشگاه شده است و فصلهای بعدی مشخص خواهند کرد که آیا این همپیمان میتواند به اندازه در مدلهای حیوانی به بیماران نیز کمک کند یا خیر.




گفتگو
نظر بگذارید
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.